
ریخت شناسی روستا
روستای خفر روستایی میانکوهی است که در دره ای در میان مجموعه کوه های دنا (تیغه ای از رشته کوه های زاگرس که شامل چندین قله به ارتفاع بیش از 4000 متر از سطح دریاست) قرار دارد. دو رودخانه دائمی که از دامنه های قلل دنا سرچشمه می گیرند، روستا را احاطه کرده اند که در نزدیکی جاده ورودی روستا به هم می پیوندند و پس از ملحق شدن به چند رودخانه دیگر، رودخانه ماربر را تشکیل می دهند. بخش مرکزی روستا بر روی بخشی از دامنه کوهستانی که در میان این دو رودخانه قرار دارد، بنا شده و روستا به سمت کف دره و بخش هایی از مناطق کم شیب پیرامون خود گسترش یافته است.
خفر از نوع روستاهای متمرکز است. بخش مسکونی روستا در میان دو رودخانه یاد شده قرار دارد (زمین نسبتاً شیب داری که متصل به دامنه کوه است و خانه های اهالی، به نسبتِ این شیب، مشرف به خانه های پائین دست خود اند). بخش زراعی روستا، باغ ها و زمین های زراعی هستند که اغلب در حاشیه رودخانه ها قرار گرفته اند و آب رودخانه برای آبیاری آنها استفاده می شود. از جایی که دو رودخانه به هم متصل می شوند و رودخانه واحدی را تشکیل می دهند، دره ای آغاز می شود که پر از باغ های میوه است. این بخش به خفرِ زیر (khafr-e zir) معروف است.
اغلب روستاهای میانکوهی به سبب کمبود زمین های مسطح، یک بخش تابعه دارند که از آن صرفاً برای زراعت و باغداری استفاده می شود و معمولاً کسی در آن اقامت تمامِ سال ندارد. روستای خفر نیز دارای یک بخش تابعه است که به دشتِ بال (dašt-e-bâl) معروف است، اما در سالهای اخیر (حداقل از30 سال پیش تاکنون) گروهی از اهالی روستا به آن مهاجرت کرده اند.
با اینحال خود روستا با باغهای میوه (سیب، گردو، زردآلو و …) احاطه شده است. بیشتر خانه هایی که در حاشیه دو رودخانه روستا قرار دارند، یک باغ میوه را نیز شامل می شوند، اما هر چه به سمت داخل روستا پیش می رویم، کاربری خانه ها به سکونت صرف و انبار محصولات باغی، تقلیل می یابد.
روستا دو امامزاده دارد که با یکدیگر نسبت نزدیک خویشاوندی دارند (پدر و فرزند). امامزاده سید محمد (سِد ممّد sed mam-mad) و امامزاده سید میر احمد (سِد میر اَ.مَد sed mir a·mad). بقعه سید محمد در داخل بخش مسکونی و مرتفع روستا و بقعه سید میر احمد در داخل دره و در حاشیه جاده ورودی به روستا قرار دارد. هر دو بقعه گورستان پیرامونی دارند. گورستان پیرامون بقعه سید میر احمد، کوچک است و اکثر قریب به اتفاق قبور آن مزار شهیدان روستاست. اما گورستان پیرامون بقعه سید محمد، از حاشیه بقعه شروع می شود و به سمت کف دره یکی از دو رودخانه روستا، گسترش می یابد. دو گذرگاه (یکی جاده حاشیه رودخانه و دیگری گذر سنگفرش شده ورودی روستا) گورستان را به سه بخش مجزا تقسیم کرده اند. بیشتر سنگ های قبور قدیمی اند و نام و شهرت اشخاص آنقدر متعدد و متنوع اند که امکان تشخیص گروه های خویشاوندی روستا با توجه با آنها، در نظر اول دشوار می نماید. با اینحال طبق گفته اهالی (اسماعیل موسوی-میانسال؛ مجید موسوی- نوجوان؛ یدالله عمادی- میانسال) این گورستان به بخش های قومی-خویشاوندی تقسیم می شود.
روستا 5 مسجد و 2 حسینیه دارد که برخی از آنها متعلق به یک گروه خویشاوندی خاص اند. هر دو حسینیه تازه تآسیس شده اند و نمای ساختمان و مصالح به کار رفته در ساخت آنها مصالح شهری است. طبق گفته فضل الله عمادی- پیر، حسینیه بیت العباس توسط موسوی ها و حسینیه ارشاد توسط عمادی ها تأسیس شده است.
از آنجا که در روستا مسجد و حسینیه ایی که متعلق به یک گروه خویشاوندی خاص، دیده می شود، وجود محله های قومی-طایفه ای نیز محتمل است. اما حدود و مرز این محله ها در نگاه اول چندان مشخص و بارز نیست.
زبان و گویش
زبان اهالی روستا، گویشی از زبان فارسی و از دسته گویش های لری است که با توجه به نزدیکی روستا به منطقه سکونت ایل بویراحمدی، محتمل است که گویش بویراحمدی نزدیک تر باشد. از میان روستاهای اطراف، روستاهای کمه (kome) و مورک (mowrak) با اهالی روستای خفر همفهمی دارند و به یک گویشِ تقریباً مشترک تکلم می کنند، اما روستاهای خینه (khine) و دلّی (delli) و چند روستای دیگر تُرک زبان اند. (طبق گفته موسی موسوی-میانسال، راننده اتومبیلی که ما را از شهرضا به خفر برد؛ مجید موسوی- نوجوان؛ مسلم موسوی- جوان، عضو گروه کوهنوردی روستا)
نمونه: (بخشی از متل شنگول و منگول؛ راوی: مجید موسوی-نوجوان؛ ساسان موسوی- نوجوان)
او.وق(+ت) گرگه گو(=گوفت): هم خارمه (=خاردمه) شنگ ئت، هم خارمه منگت، صبا صبح، آیـ .م به جنگت.
o.vağ(+t) gorga gow(=gowft): ham khârama(=khârdama) šanget, ham khârama manget, sabâ sobh, âya.m ba janget.
اون وقت گرگ ئه گفت: همه خوردم شنگولت، هم خوردم منگولت، سر صبح، می آیم به جنگت.
نظام خویشاوندی و گروه های همخون
شش شهرت اصلی در خفر قابل تشخیص است. موسوی، عمادی، عطاء الهی (در گویش اهالی روستا به صورت عطُلّّی خوانده می شود که در بعضی موارد به عطایی نیز تبدیل شده است، اما طبق گفته آقای فضل الله عمادی- پیر؛ خانم بدرالسادات موسوی – پیر ، مادر اسماعیل موسوی؛ صورت اصلی آن عطلّی است.) کیخایی، مختاری و رئیسی. البته گاهی شهرت های دیگری نیز شنیده می شود اما غالب افرادی که شهرت متفاوتی از این شش دسته دارند از نظر اهالی با یکی از آنها همخون اند. (بنا به گفته آقایان فضل الله عمادی- پیر؛ مصطفی عمادی-جوان، پسر آقای فضل الله عمادی؛ اسماعیل موسوی، میانسال؛ مسلم موسوی-جوان)
اما بنا به قول دیگری (مجید موسوی، نوجوان) اهالی روستا را گروه های همخونی نظیر اولاد عماد، اولاد حسین خانی، اولاد ولی ممد (=ولی محمد) و … تشکیل می دهند. احتمالاً نام هایی که در این دو قول متفاوت ذکر شده اند، با هم معادل اند. شاید نام هایی که در قول دوم ذکر شده اند، صورت غیر رسمیِ اسامی گروه های همخون باشند که پس از گرفتن شناسنامه و ثبت رسمی نام و مشخصات اهالی روستا (در دوره پهلوی اول) به صورت نام های قول اول درآمده اند.
اغلب خانواده هایی که در روستا با آنها برخورد داشتیم، از نوع خانواده هسته ای بودند. (خانواده خانم بدرالسادات موسوی- مادر آقای اسماعیل موسوی؛ خانواده آقای فضل الله عمادی؛ خانواده آقای یدالله عمادی- میانسال، معلم مدرسه؛ خانواده خانم خدیجه موسوی- مادر آقای مراد موسوی)
از آنجا که شیوه تولید دهقانی (زراعت و باغبانی) نیاز به نیروی کار جوان دارد و با توجه به اینکه سایر کسانی که با اعضای خانواده بستگی نزدیک دارند (داماد، فرزندانی که ازدواج کرده اند و …)، بارها و بارها در طول روز به منزل افراد مسن خانواده می آیند و گاهی وعده های غذایی اصلی را در کنار هم صرف می کنند، احتمالاً در گذشته نه چندان دور، صورت خانواده گسترده در روستا معمول بوده است. اما مهاجرت به شهر و توسعه یافتگی نسبی روستا به تدریج خانواده های گسترده را به خانواده های هسته ای تبدیل کرده است.
علی رفیع، سفر سه روزه به روستای خفر، اردیبهشت 87







اگر تصور نميكني كه دارم ازت زيادي تعريف ميكنم، عاليه.عالي . اميدوارم هر روز بهتر باشي.
khili bekhodi.be maze
ما درکشوری زندگی میکنیم که ازآن چیززیادی نمی دانیم اصلاحات ارضی دردوره ی محمدرضا پهلوی حاصل چندصدسال تحقیقات دول بیگانه بود که کشورماراازلحاظ زیرساختاردچارضربات سنگین کرد وبیش ازبیست هزارروستای ایران زمین خالی ازسرزمین شد اصلاحات ارضی آنقدردامنه وتبعات منفی داشت که هنوزما ازآن می نالیم هزاران رشته قنات راباحفرچاههای عمیق خشکاندند وآمایش کویری رامورد حمله قرارداد —- ازاینکه میبینم شخصی هست که به اساسی ترین مسائل کشورپرداخته خوشحال وامیدواربه زندگی شدم خداوند توفیقات روزافزون به شما دهد
یکی ازنوادگان حکیم الملک
ازاصفهان چهارم مهرماه 1387 خورشیدی
aali bood mer30 az shoma
aqaye rafi man jamali az ahaliye khafr hastam ke dar mantaqe hozur nadaram .takhasose man zabanshenasi ast va be tore akhas qasde mtaleye guyeshe khafri ra daram.mikhastam az rahnamaee shoma estefade konam .va taqaza daram manabe tahqiqiye gushe khafri ra dar ekhtiar man begozarid
سلام
اطلاعات شما بسیار مفید و سودمند بود من در حقیقت رشته هنریم عکاسی هست و بیشتر تمایل به عکاسی در نقاط مختلف و اماکن تاریخی دارم در حال جستجوی مطالب در خصوص روستای خفر بودم که با شما آشنا شدم البته چندی پیش در روستایی به نام خفر در حوالی نطنز که البته عکسها هم در گالری موجود هست وارد شدیم و عکسبرداری کردیم روستایی آرام و خاموش که درو دیوارش هزاران حرف نگفته داشت و بسیار نظر ما را جلب کرده بود دوست داشتم که مطلبی هم در خصوص این روستا در سایت بگذارم ولی نه چیزی یافتم و نه کسی در آنجا بود که چیزی بگوید حالا نمیدانم این خفر شما همان خفری بود که ما عکاسی کردیم و یا خفری دیکر هم هست از شانس بد ما جی پی اس هم باطزی تمام کرده بود که مشخصات دقیق بدم ولی بعد از کاشان و حوالی نطنز بود در کنار بزگراه کاشان اصفهان و علامت مشخصه آن امامزاده ای بود بر روی کوه لینک عکسهای من هم http://www.hueshot.com/Album.aspx?dir=Villages/Khafr
هست لطفا راهنمایی بفرمایید که این خفری که شما توضیح دادید همان خفری است که ما رفتیم یا نه از شما متشکر و ممنونم
ایمان دولتشاهی
سلام بر روستا نشینان محترم خفر مخصوصا آقای یدالله عمادی
داستان زیبای روستای شما مرا به بازدید از این محل تشویق کرد
به امید دیدار
khili bahal bod
salam man az ahali hamin rostam vali chon yasuj bodam ziad ashnaie nadashtam vali alan etelaatam bishtar shod
kheyly az shoma mochakeram ke rostaye tosif kardid ama az shoma mikhaham ke bishtar dar morde narmo yeky az mantaghehaye khafr bishtar benevisid.mousaviam daneshjoy ryazy rafsanjan
salam be hameye ariaeha be khosos lor zababnan.eftekhar mikonam ke az rostaye khafr be daneshgahe sanatie esfahan rah yafteam.omidvaram javanane in roost az bande etiad birun biayand va betavannd dar zaminehaye elmi estedadeshan shokufa shavad.ba tashakor az site khobetan.mtj